نچاقی
وقتی بیمارباشی مادر بزرگه بگه نچاق و تو بگی نناق 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
.
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
لینک های مفید

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

  غرق تلاطم شده بحر محیط
یک سره درد است بساط بَسیط
شد چهلم روز عزای حسین
جان جهان باد فدای حسین
اربعین حسینی تسلیت باد.

  بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
همی بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد
اربعین حسینی تسلیت باد.

  دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید
آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید
گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید
اربعین حسینی تسلیت باد.

  کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده
او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده
اربعین حسینی تسلیت باد.

  اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
گویی از آن خیمه های نیم سوز
خود صدای العطش آید هنوز
اربعین حسینی تسلیت باد.

  دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است
اربعین حسینی تسلیت باد.

  دلا کوی حسین عرش زمین است
مطاف و کعبه دل ها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند
حسین بن علی، آن را نگین است
اربعین حسینی تسلیت باد.

  بلبلان آمده گل ها همه پرپر گشتند
حرم الله دوباره به حرم برگشتند
زائر پیکر صد پارة بی سر گشتند
همگی دور مزار علی اکبر گشتند
اربعین حسینی تسلیت باد.

  گوش کن بانگ جرس از دل صحرا آید
ناله ای سخت جگر سوز و غم افزا آید
پیشباز اسرا دختر زهرا آید
به گمانم ز سفر زینب کبرا آید
اربعین حسینی تسلیت باد.

  سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
اربعین حسینی تسلیت باد

  جابر این جا حرم محترم خون خداست
هر طرف سیر کنی جلوة مصباح هداست
غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
سر و دست است که از پیکر صد پاره جداست
اربعین حسینی تسلیت باد.

  آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید
بر دوست همان روز که با حنجره ی خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید
اربعین حسینی تسلیت باد.

  جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن
گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن
در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن
روی از گوشة گودال سوی علقمه کن
اربعین حسینی تسلیت باد.

  چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام
خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام
گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام
اربعین حسینی تسلیت باد.

  صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین
نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین
می زند آتش به قلب دوستانت دم به دم
داستان جانگداز کربلایت یا حسین
اربعین حسینی تسلیت باد.

  دیده خونبار دارد آسمان کربلا
هست تا در انتظار کاروان کربلا
روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی ست
تشنه کامی ها به دشتِ بیکران کربلا
اربعین حسینی تسلیت باد.

  تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر
حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین
گر چه شد جوهر عشق از قلم عاطفه پاک
رقم مِهر تو بر صفحه دل هاست حسین
اربعین حسینی تسلیت باد.

  تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم
مسافر از برای یار سوغات آورد اما
من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم
اربعین حسینی تسلیت باد.

  باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین
این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین
این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز
روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین
اربعین حسینی تسلیت باد.

  بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند
که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اربعین حسینی تسلیت باد.

  اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید   
گوییا زینب محزون ز سفر می آید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست   
کز اسیران ره شام خبر می آید
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

  اربعین از نینوای خون بگو   
اربعین از اعتلای خون بگو
هان بگو از عشق، از معنای دین   
وصف عباس آن مراد مومنین
ما فدای عشق بی آلایش ات   
ما به قربان تمام خواهشت
تو مراد عشق بی پایان شدی   
قبله گاه و معبد پاکان شدی
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

  جهان شد از چه رو کانون ماتم   
مگر از نو عزای شاه دین است
حسین آن کو به راه حق پرستی   
چو بابش فرد بی مثل و قرین است
ز هفتاد و دو قربانی که او داد   
ز یزدان در خور صد آفرین است
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

  بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد   
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند   
که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید   
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

  من و داغ غمی سنگین چهل روز
چه ها بر من گذشته این چهل روز
چهل روز است هجران من و تو
که هر روزش مرا چندین چهل روز
اربعین حسینی برشما تسلیت باد

 
بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت
سراسر درس، بهر مسلمین است
اربعن حسینی تسلیت باد

 
بار بگشایید اینجا کربلاست
آب و خاکش با دل و جان آشناست
اربعین است اربعین کربلاست
هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

  بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن
جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن
جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین

  باز عاشوراییان پیدا شدند
باز هم سوداییان شیدا شدند
اربعین غصه های گل کجاست
اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد
اربعین، فریاد احساست چه شد

  باز دلم خون شد و چشمم گریست
آنکه درین روز چون من نیست کیست؟
باز دگر باره رسید اربعین
جوش زند خون حسین از زمین

[ شنبه 24 دی ماه سال 1390 ] [ 09:01 AM ] [ بهشت ]

زیبایی فطری انسان
انسان فطرتاً زیبا طلب است. این جزء فطرت انسان است و شیطان هم از همین فطرت استفاده می‌کند. «زَینَ لَهُمُ الشیطانُ أَعْمالَهُم‏» (انفال/48) زیبایی نیاز انسان است. همیشه هم زیبایی عامل نجات نیست. همیشه زیبایی عامل نجات نیست. این هم یک مسأله است. گاهی ممکن است یک کسی زیباتر باشد، دختری خوشگل است زودتر خواستگار برایش می‌آید. دختر زشت یا غیر خوشگل می‌گوید: چطور شد ما را خدا خوشگل نیافرید؟ او برایش خواستگار می‌آید و برای ما نمی‌آید. این در عقیده‌اش گیر می‌کند. حضرت امیر می‌گوید: دختر خانم اگر می‌بینی یک نمره دو نمره شکلت کمتر است، ببین خدا به تو چه کمالی داده است؟ ممکن است خوشگله 62 سال عمر کند و تو 95 سال.

من خودم به درد آخوندی نمی‌خوردم. یک عده هم غصه من را می‌خوردند و می‌گفتند: قرائتی تو در اخلاق که گیر داری، صدا هم که نداری، نمی‌توانی روضه هم بخوانی، پس به چه درد آخوندی می‌خوری؟ و لذا در یک روستا هم که رفتم مرا بیرون کردند. گفتند: تو نمی‌توانی روضه بخوانی. مرا بیرون کردند، یعنی نامه نوشتند به امام جمعه کاشان آیت‌الله یثربی که ما این شیخ را نمی‌خواهیم. روضه می‌خواندم و مردم می‌خندیدند.(خنده حضار).

هرچه روضه می‌خواندم مردم می‌خندیدند. نامه نوشتند بابا این را نمی‌خواهیم. من قرائتی روضه‌خوان ورشکسته هستم. بعد پای تخته سیاه آمدم گل کرد! اگر کسی در کنکور رفوزه می‌شود نگوید: خاک بر سرم! دو سال است پشت کنکور ماندم. برو خیاطی کن ممکن است لباس عروس بدوزی دویست هزار تومان مزدش شود. چه کسی گفته شما حتماً دانشگاه بروی؟ ممکن است کسی در دانشگاه رد شود و در حوزه قبول شود. در حوزه رد شود و در تجارت، و لذا حدیث داریم اگر در یک شغلی شکست خوردید، نگویید: بخت من بد است. شغلت را عوض کن، ممکن است راه افتاد.

زیبا رویان خودشان را حفظ کنند
منتهی اینهایی که زیبا هستند باید خودشان را حفظ کنند. دختران زیبا، دخترهایی که شکل و رو دارند، قرآن می‌گوید که: «اللؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» (واقعه/23) لؤلؤ، مکنون و پوشیده است، حراج نیست. زیبا هستی «مکنون». می‌گوید: «کَأَنهُن الْیاقُوتُ وَ الْمَرْجانُ» (الرحمن/58) این زن‌های بهشتی مثل یاقوت و مرجان هستند ولی «لَمْ یطْمِثهُْن إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَان» (الرحمن/56) یعنی زن‌های بهشتی خوشگل هستند. اما هیچ‌کس دست به آنها دراز نکرده است. خوشگلی معنایش حراجی نیست. بعضی از این دخترها تا فکر می‌کنند خوشگل هستند خودشان را حراج می‌گذارند. مفت مرا ببینید. هان! ببینید. بابا قرآن گفته: نگذار تو را ببینند. هرکس می‌خواهد تو را ببیند باید خرجت را بدهد. خانه، ماشین، تلفن، آب، گاز، برق، هرکس نوکر تو شد تو را ببیند. این دختر می‌گوید: مرا مفت ببینید. خودش را حراج کرده است. حیف هستی! اگر لؤلؤ هستی،«اللؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ» اگر یاقوت و مرجان هستی «لَمْ یطْمِثهُْن إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَان».

زیبایی‌های دنیا می‌پرد. و لذا حدیث داریم اگر کسی در ازدواجش به خاطر زیبایی همسر بگیرد یا به خاطر پول، خدا را هردو را از او می‌گیرد. پول و زیبایی می‌پرد. آن زیبایی‌های بهشتی ماندنی است. «وِلْدانٌ مُخَلدُونَ» (واقعه/17) همیشه زیبا هستند. «خالدین» همیشگی است. زیبایی‌های دنیا مثل خاراندن دست است. در خاراندن آدم دستش که می‌خارد یک لحظه حال می‌آید. بعد از یک دقیقه نه اینجا چیزی است نه اینجا. به من گفتند: بیا فلان جا سخنرانی کن، گفتم: نمی‌آیم. گفت: چرا؟ گفتم: خاراندنی است. گفت: یعنی چه؟ گفتم: سخنرانی خاراندنی در یک لحظه طرف که نشسته چنین می‌کند و بعد هم هیچی به هیچی. هیچی به هیچی! سخنرانی خاراندنی و سخنرانی بی‌خاصیت، لحظه‌ای، زیبایی‌های دنیا لحظه‌ای است و لذا قرآن به آن «عرض» گفته است. «عَرَضَ هذَا الدنیا» عَرَض یعنی عارضه. مثل عطر می‌پرد.

زیبایی های شاه عباس
شاه عباس دو تا زیبایی داشت. یکی تاجش، تختش، فرش‌هایش، خانم‌هایش، طلاهایش، اینها زیبایی‌های شاه‌عباس بوده همه پرید. یک زیبایی ماندنی داشت، کاروانسرای شاه عباسی، در جاده کربلا. کاروانسرایش ماند و طلا و خودش رفت. باید مواظب باشیم این زیبایی‌ها مانع آن زیبایی‌های معنوی نشود.

خطر انحراف در نمایان ساختن زیبایی
زیبایی هم بستر انحراف است. قارون با یک تشریفاتی حرکت می‌کرد. یک عده گفتند: «یا لَیتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِی قارُون» (قصص/79) زرق و برق را که دیدند گفتند: کاش ما هم مثل قارون این همه چند تا اسب و نمی‌دانم دنگ و فنگ دارد، زیبایی‌های قارون باعث شد که عقل از مغز مردم پرید، گفتند: کاش ما هم مثل قارون بودیم. یعنی زیبایی ممکن است عامل انحراف باشد. دختران زیبای ما می‌توانند عامل انحراف باشند. پسرهای زیبای ما عامل انحراف می‌توانند باشند. زیبایی می‌تواند عامل توحید هم باشد. قرآن می‌گوید: «نَباتاً حَسَناً» (آل‌عمران/37) «رِزْقاً حَسَنا» (هود/88) «فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ» (غافر/64) زیبایی مثل کلید است. کلید هم می‌تواند در را قفل کند و هم می‌تواند در را باز کند...

[ سه شنبه 10 آبان ماه سال 1390 ] [ 05:50 AM ] [ بهشت ]

بهشت عزیزم .
این یه پیغام خصوصی برای توئه. به همین خاطر لطفن این پیغام رو به نمایش عمومی نذار و حتی الامکان پاکش کن.
نچاق جونم تروخدا برای منم دعا کن. تروخدا بیا یه ذره کمکم کن من دیگه دارم دیوونه میشم. نمیدونم باید دیگه چیکار کنم. من نمیخوام دم به دقیقه زندگیم بپاشه ولی دیگه نمیدونم باید چیکار ککنم.
ترو خدا بهم کمک کن بگو با این شوهرم چیکار کنم. رفتارامو چجوری اصلاح کنم که هی دم به دقیقه زندگیمون انقدر آشوب نباشه. بابا من میخوام زندگی کنم زندگیمو بسازم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم.
تروخدا کمکم کن! اگه برات زحمتی نیست.  

سلام استاد

به شدت نیاز به مشاوره دارم

چطوری براتون بنویسم؟ 

 سلام مامان مهربونم...
خوبین؟ از صبح خیلی دوست داشتم باهاتون تماس بگیرم ولی به خدا وقت نکردم. در اولین فرصت اینکار رو می‌کنم. قول می‌دم...
مامان یه سئوال دارم ازتون. خواهش می‌کنم بهم جواب بدین:
دیشب وقتی رفته بودم فال چای گرفتم توی فالم اسم رضا رو آورد و گفت قبلا خیلی بهش وابسته بودی و چون شکست خوردی بعد از جدایی هنوز آهت دنبالشه و تو زندگیش خیلی داره سختی می‌کشه. وقتی اینو گفت کلی گریه کردم. طوری که خانومه بهم گفت اگه می‌دونستم اینطوری بهت نمی‌گفتم. منم گفتم من آه نکشیدم فقط گفتم میسپارمش به خدا. اونم گفت همینه دیگه. خدا داره تلافی میکنه.
بعد از این همه حرف که زدم فقط می‌خوام بدونم رضا تو زندگیش خوشبخته؟ به شما چیزی نگفته؟ حرفی نزده؟ از شما راهنمایی نخواسته؟ تو رو جان داداش حامد بهم جواب بدین. خواهش می‌کنم یه جواب کامل بهم بدین...

مامانم، به خدا من بدی کسی رو نمی‌خوام. هر کسی دلمو شکوند به خدا سپردم و اگر الان در عذاب به سر می‌بره این خداست که داره تلافی می‌کنه. چون من در حق هیچکس بدی نکردم. می‌تونین از همون رضا بپرسید. من اصلا در حقش بدی نکردم و کوتاهی نکردم. هر کاری خواست واسش انجام دادم. تو مریضی‌هاش، تو غم و شادیش واسش دعا کردم و از خدا فقط خواستم که شاد باشه. ولی خدا بنده‌هاشو خوب می‌شناسه. وقتی می‌بینه به کسی که اصلا بدی بلد نیست انجام بده ظلم می‌شه خودش مجبور می‌شه تلافی کنه. من به خدا واگذار کردم. از خدا خواستم که همیشه تنش سالم باشه ولی دلشو یه بار تو زندگی بشکونه تا بفهمه دل شکستن هنر نیست...
دیروز با متین صحبتش بود. متین میخواست بهش زنگ بزنه و جویای احوالش بشه ولی بعد پشیمون شد و گفت میفهمه که من بهت خبر می‌دم. نمی‌دونم، خیلی دوست دارم بدونم با زنش خوشبخته یا...
اگه ازش خبری دارین بهم بگین. خواهش می‌کنم. میدونم خبر دارین ولی نمی‌خواین بگین. ازتون خواهش می‌کنم بهم بگین...


پاسخ:
از من به تو نصیحت هیچگاه کنکاش نکن ببینی زندگی دیگران چگونه میگذره چون فرصت های تو مال خودته.اینکه به عمر و زید خوش میگذره راضی اند یا نه در حالیکه از من و تو ژنهون می کنند عین احترام به اوناست محبت کردن و احترام کردن دو رکن ارتباط مطلوب با دیگرانه.من میدونم تو دل پاک داری و آرزوی خوشبختی دیگران را داری ولیکن بدان من و تو ماموریت نداریم از راز های پنهانی شون سر در بیاریم ظاهرا که میگن خوش و خوبند انشا الله واقعا همین جور باشه

نمیدونم چی بگم. اول اینو میخواستم بهتون بگم. که نمیدونم چرا احساس میکنم بهتون حس مثل مادرم رودارم آخه مامان من اسمش مینو است و مینو هم یعنی بهشت دیگه و واقعن یه بهشته رویاییه. اینکه مادری رو از مادرامون یاد میگیریم یه دنیا حرفه. الان من میفهمم مامانم برای ماها چه زحمتهایی کشیده. مخصوصن که مثل روز درک میکنم وقتی از خاله هام می شنوم که خانواده ی بابام چقدر باهاش بدرفتاری میکردن. پمیگن خواهر شوهر مار و دخترش مارمولک( یه ذره خاله زنکی نوشتم) الان مارمولک مامان من مادرشوهرمه تازه اینکه تحصیل کرده و پیش رفته ی اینقدر آتیش به جون من و زندگیم میزنه ببین مادر بیچاره ی من چه میکشیده با پنج تا خواهر شوهر و یه مادرشوهر و دخترای خواهر شوهرا که بیشترشون هم سن مامانم هستن!!!!
40 سال زندگی کرده و حتی یه بار هم من نشنیدم که پشت سر خانواده ی بابام حرف بزنه .
آخ چه درد دلم زیاد شد !
الهی قربون مادرم برم که دلم براش یه ذره شد.
خدا برای بچه هات نگهت داره.
از طرف یه فرزند میکم. شاید ماها نتونین برای مادرامون اون زحمتی رو که کشیدن جبران کنیم اما وقتی یاد گرفتیم ازشون مادری رو حداقل شاید بتونیم برای بچه هامون مادرای خوبی باشیم.
دست ماردانه ت رو میبوسم و دست همه ی مادرای دنیا. 

سلام رضوان خوبم.خوشحالم که بعد از مدتها صدای مهربانت را شنیدم .دغدغه ذهنی هرگز مرا رها نمی کند .در ادامه صحبتهایم می خواهم بدانم چطور باید نشان دهم که تنها  منزوی از اجتماع نیستم و در ضمن با جنس مخالفم ارتباطی نداشتم ؟چطور این تعارض را در او از بین ببرم .راستی وبلاگم اسمش دختر دریاست خوشحال میشم مطالبم را بخوانی منتظر صحبتهای زیبایت هستم.دوستت دارم 

بهشت عزیزم مرسی که انقدر حرفای خوب برام مینویسی و کلی کمکم می کنی .
قربونت برم اگه بدونی شوهر من به چه تقلایی افتاد آخه! !!!
ننمیدونم این رو تا ته میگیری یا نه چون طولانیه . آخرش شرط ها و شروط هاس .کاش ای میل داشتم ازتون مینوشتم راهنمایی م میکردین. بهم بگین نصفه گرفتین یا کامل
ما یه پول یا مفتی که بهمون رسیده بود رو بعد از کلی حیف  ومیل کردن سیاوش اون وقتی که ایران بودم رو گذاشتیم بانک حدود شیش میلیون تو بانک ایران من سپرده کرده م که اصن دستمون به ش نرسه که بتونیم هیچ نا خونکی بهش بزنیم اول افتاد به این صرافت که اون پول رو از سپرده در بیاریم حالا منم هی الکی می گفتم گفتن باید به اندازه ی یه دهمش جریمه بدیم چون زودتر از موعد برمیداریم. مثلن میشه حدود ششصد هفتصد تومن میگفت عیب نداره. بعد میدونی دلم از چی میسوزه که اون پس اندازه بری پیش قسط خونه و بعد این میخواد اونو دربیاره بده بابت اجاره.
خلاصه دیدم که سه پیچ میگه عیب نداره اون پول رو دربیار و آوردن اون پول همان و خرج شدن همه ش همان چون ما الان فقط 2300 دلار لازم داریم اونم بابت اجاره تازه به هر حال سیاوش حقوق هم داره دیگه یه مبلغی ش در میومد ولی چون ضرب العجل لازم داشتیم  کل 7000 دلار می پرید.
دردسرت ندم .پول مال خودمه ولی راستش گفتم مامانم اینا گفتن تا 2000 نا رو ما حساب کنین. که اونم به شر ط ها و شروط ها . 

سلام رضوان عزیزم .اخرین خبر این که دیشب تنها و به دعوت من آمد خانه.چند دقیقه ای با من و مامان و بابا صحبت کردو گفت من فکر می کنم تا زمانی که خواهرم ازدواج نکرده نمی توانم قولی بدهم و برای زندگیم اقدام کنم و با توجه به این که خانه مال خواهرم و کارگاه مال مادرم هست اگر بخواهم خلاف نظر آنها اقدام کنم همه چیز را از من خواهند گرفت .با با قاطعانه گفت پس اول مشکل خود را حل کنید و دیگر تماس  یا دیداری با دختر من نداشته باشید و او هم رفت .امروز تماس گرفت و گفت نمی دانم چرا خراهرم که خودش تو را به من معرفی کرده این طور رفتار می کنه شاید دچار نوعی بیماری ست و از من خواست که بتواند در روز ۱۰ دقیقه با من صحبت کند و گفت باور کن که بر میگردم زمانی که مشکل خودر ا به شکلی حل نمایم و من پذیرفتم .چه کنم؟اگر ممکن است این مطلب را چاپ نفرمایید فقط زحمت بکشید برایم پاسخی بفرستید که باید چطور رفتار کنم او مراخیلی دوست دارد من هم به او دل بسته ام.با تشکر فراوان 

میخواهم برای اولین بار  در طول سالهای آشنائی (اینترنتی مان)  به شما بگم. خواهر خوب و قشنگ و نازک دل و مهربونم - دوستت دارم.
نمیدانم، اما شاید تندی های من در مورد آنچه که در نوشتار ها با هم اختلاف داریم، ابراز نوعی علاقمندی به شماست. دوست دارم شما را از قبیله ی بی خبران و یا خدای ناخواسته (همکار) فرصت طلبان - حتی تصور نکنم.
همه ی (تندی) ها که اشاره دارین ، دقیقا میتواند نشانه بارز این مثال قدیمی مان باشد که میگوید : دوست آنست که آدم رو بگریونه - نه اونکه آدمو بخندونه!).
از من گله مند نباش - شما برای من یک خانم برجسته پاک نهاد و مهربانی هستی که  در ( زمین و هوا نگاه داشتن اطرافیان) استادی!.
اگه به دلایل اخلاقی (ناچار) به ترمز کردن در سرازیری های سخن نبودم - همچنان برایت می نوشتم که دوستت دارم .
آری : خواهرم از من هیچوقت رنجشی بدل مگیر - من هر چه به تو گفتم وبرایت نوشتم به منظور خیر خواهی بوده است.

[ جمعه 11 شهریور ماه سال 1390 ] [ 07:44 AM ] [ بهشت ]

ماه رمضان طی شد

اولش گریان بودم که از گرسنگی خواهم مرد

امروز اما

نالانم که ماه خوب گذشت

[ چهارشنبه 9 شهریور ماه سال 1390 ] [ 03:50 AM ] [ بهشت ]

هان ای پسر عزیز دلبند

بشنو ز پدر نصیحتی چند

می باش به عمر خود سحرخیز

وز خواب سحرگهان بپرهیز

از یاد مبر تو شستشو را

پاکیزه بشوی دست و رو را

از تنرم و خشن هر آنچه پوشی

باید که به پاکیش بکوشی

گر جامه گلیم یا که دیباست

چون پاک و تمیز بود زیباست

چون با ادب و تمیز باشی

نزد همه کس عزیز باشی

با مادر خویش مهربان باش

آماده خدمتش به جان باش

با چشم ادب نگر پدر را

از گفته او مپیچ سر را

چون این دو شوند از تو خرسند

خرسند شود ز تو خداوند

[ دوشنبه 7 شهریور ماه سال 1390 ] [ 07:47 AM ] [ بهشت ]

   1    2    3    4    5    6    7    8    9    10    >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

آرشیو مطالب
لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 370455

[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ]